به هر بهانه ای که بود، تو بی اراده دل نبند
آنکه در آسمان عشق، ستاره چینِ لحظه هاست
راه نرفتـه یک قـدم پــای پیاده، دل نبند
چشمه ی چشم من اگر نای گریستن نداشت
تو بارش بهار شو، بر نمِ جاده دل نبند
پای بر آسمان بنه، جای تو نیست بر زمین
به آنکه بر دلت چنین پای نهاده دل نبند
گر به هوای عشقِ تو دگر نفس نمی کشم
بر این دلِ شکسته کز نفس فتاده دل نبند
مهاجر از گذارِ شب، اسیر قصه ها مشو
تو ساده ای هنوز هم، به عشق ساده دل نبند
مجتبی علی پور


